








سلام عسیسای دل


خوف تعطیلاتتون چجور بود
خوشمل بود
واسه من هی بد نبود
خوف بود
بیسیار عجیب غریب استارت زد
در هینگام تحویل سال که امیدوارم برای شما عچیچان به میمنت خوفییییی آغاز شده باشه
برای اهل بیت این جانب چنین بود
یه ربع به هفتی اینجور موقع هایی بود که چشمهای خویش را باز کردیم تا تلالو درخشش خورشید درخشان را ببینیم
(به به به به
) خوب دیدیم دیگه همین چند ساعت اندکی مانده به عید همش به بازیگوشی مشغول بودیم
ولی بگم از لحظه ی تحویل بنده در حموم بودم
مادر جان با ماشین لباس شویی
مشغول داداش خان پای نت
پدر جان نیز در سلمونی
(شروعش اینه وای به حال میانه و ته سال
)any way روز اول کیمیا خان به منزل اینجانبان مشرف شد و همون شبم رفت
(همان بهتر که رفت
)
![]()

روز دوم نیز به منزل ریلیتیو های مکرم و مکرمه تشیف بردیم
تا صله ی رحم را به جای آورده
تا بر طول عمر و مقدار مال (همون عیدی من یادت نره بوسه ی من یادت گل واسه من یادت نره و غیره ذلک
)افزوده شود
نمیدانیم چرا در منزل فک فامیل های بزرگوار ما فقط بسی با موبایل آنها مشغول بودیم
و در عکس ها ویدیوها و پیامک های آن ها کنجکاوی میکردیم![]()
![]()
اما از اتفاقات این روزها: در این ایام پسر عمه ی اینجانب عقد کردن
و ما در زمان مزدوج شدن ایشان همان دامن کزایی را به اجبار پوشیده بودیم
(تن به این ذلت داده بودیم
) در زمان عیدی ما به دو تا عروسی تشیف فرما شده بودیم
عروسی اول لباس عروسی بسی مستهجن
و مجلس بسیار پر از لهو و لهب حالا شایدم لعب
بود ولی در عروسی دومی عروس یک لباس بسیار پوشیده و آستین دراز و حتی دنسیدن نیز بلد نبود
به این میگویند یک آپوزیت پذیری
طباق
یا اختلاف یا اجتناس در چهل پنجاه حرف اضافه
![]()
و اما در یکی از روز های عیدم که به یاد نمی آورم چندم بود
با کیمیا جان از ساعت سه تا هفت در رودسر به ولگردی مشغول بودیم
منو کیمیا روانی کرد
هر مغازه ای بیست بار رفتیم
از فروشگاه زنجیره ای دم شکوه گرفته تا مسجد ملا امیرا این مسیرو سیصد چهارصد بار رفتیم
حالا ایشون از خونه ما میخواستیم بریم بیرون یه بیژامه با بلوز خونه پوشیده بود
روپوش اینا هم نداشت
سریعا اول رفتیم خونه عزیز تا خانوم خانوما لباسشونو تعویض کنن
گرنه با همون لباس آبرویمان به طرز وحشتناکی میرفت
البته فقط یک ساعتو طبقه دوم پاساژ دقتی بودیم



یک چند مهمانیم داشتیم که زیاد دیگر ایمپورتنت نبودا
که از آنها متنی رو به نگارش در بیاورم
(به به به به
)

خوب از این مسائل بگذریم هنوز عیدی تموم نشده کلی امتحان بر سرمون نازل شد
هر روز امتحانای میان ترممونه
بیچاره شدیم ما فجیححححح
الان چند شب هم هست خواب کارنامه ترم دوم میبینم شدم
۴۱/۱۸ یعنی چهل صدم کمتر از ترم اول
حالا من که دل خجسته ای دارم ترم دوم باید ۲۰ بشم
البته میگن خواب برعکسه
شاید شدم۱۴/۸۱
اون وقت به ناظمون میگم دیدی اینقد گفتی از من ۲۰ میخواس از ۴ برابرشم بیشتر شدم




تبصره : امروزکه آپو مینویسم ۱۳ میباشد
زود تند سریع منتظر دروغهای زیبای ۱۳ شما هستم
دروغ سیزده اینجانب
:
من دروغ گو چون نیستم زیاد دروغ قشنگ بلد نیستم
حالا ببینیم چی میشه
امروز کل رودسر تگرگ اومد قد یه ماشین
همه له لورده شدن مردن خون کل رودسرو گرفته بود کل مردم رودسر در طی ۲۴ ثانیه نابود شدن
دیگه هیچی الان باقی نمونده
(منم مردما از دیار باقی دارم آپ میکنم
)any way یهو آدم فضایی اومدن
(توجه کنین رودسر اومدن کپ خط کشیدن دور رودسر به شلمان لنگرودم نمیرسه حتی
)شروع کردن به نابود کردن مردم دیگه اینجا ما تو فقریم
آبو غذا هم نداریم
شماره حساب بدم پولاتونو کمکاتونو بفرستین

حرف پول شد
بچه های خوشگل گلم
دیدین این بقل تبلیغات گذاشتم
(دیگه فقیر شدم باید برای۹۶ nخودم دس به کار بشم
)روشون کلیک کنین
بعد میتونین از این لینک خودتونم تو سایت عضو شین
برای وب خودتون تبلیغات اینا بذارین یه درامدیم کسب کنین
به به به به
(از همین الان رو پا خودتون واستین مثلا نیگاه کن منو وایستادم
رو صندلی ننشستم که سرپا دارم میتایپم
) اینقده گفتم لینکو نذاشتم
اه بلاگفا اجازه درج لینک تبلیغاتی نداره خوب بچه ها زیر اون عکسایی که تبلیغن یه لینکه روی اون کلیک کنین![]()






























این جا کلیدی منه




اینم یه تعداد عکس از رودسر عسیسم
(به قول خودم شهر آرمانی
)




الان چهارشنبس ۱۴هم وای مدرسه ی چرتی بود امروز چهار ساعت تمرین ریاضی حلیدیم
زنگ پرورشیم بازی کردیم
من نمیدونم امروز چرا هر موقع تشنم میشد فک میکردم ماه رمضونه نباید آب بخورم اصلا دلم میگرفت برا اب خوردن
نهارم نخوردم تو مدرسم فقط یه ساندیس فک کنم خوردم
راستییییییی عزیزم مریضه براش دعا کنین البته من خودم امیدی ندارم
ولی چه کنیم دعا تاثیر داره من اصلا فک نکن تا آخر این هفته دووم بیاره ولی عمر دس خداش حداقل شما دعاش کنین










خوب دیگه عسیسای دلم مث همیشه لحظه وداع با شما یاران همیشگی وبم
ازتون ممنونم که عرایض
بنده رو مطالعه فرمودین

دوستون دارم
قربون همه
کـــــــــــــــــــــــــــامنت فراموش نشه
فــــــــــــــــعلا



بعدالتحریر:میخواستم آپو تغییر بدم یا اصلا آپ نکنم ولی گفتم نه همین باشه خــــــــــــــدایـــــــــــا آخه چرا ؟چرا عزیزمو گرفتی عزیز جون من پونزده فروردین سال هشتادو هفت ساعت دو نیم شب روحش پرواز کرد رفت راحت شد خیلی عذاب میکشید حد اقل اونجا دیگه دردی نداره اونجا دیگه میتونه راه بره خوب حرف بزنه راحت نفس بکشه اونجا دیگه پوکی استخوان نداره اونجا دیگه دیابت نداره اونجا دیگه ناراحتی قلبی نداره اونجا دیگه کبدش آسیب دیده نیست اونجا دیگه خون تو جونش خشک نشده به تنش چسبیده باشه اونجا دیگه خون بالا نمیاره حداقل اونجا خیلی راحت تره خیلی خیلی ![]()
![]()
ترو خدا برای شادی روح عزیزم یه فاتحه بفرستین سر سجاده هاتون یادتون نره دعا کنین![]()
![]()
بعدالتحریر:بچه ها حال جواب نظر دادن کسی رو ندارم تا زمونی که آپ کنمو جواب نظرا رو با خبر آپ یه جا بدم آپ بعدیم تولد دوسالگیه وبلاگمه واووووووووووو



















