بنام الله
![]()
سلام ناقلاهای عسیس

بالاخره آجی یلدا جون گل سنبل بلبل
(آیدا الهی تو بول بول
بشی بال در بیاری
بری آسمون پرواز کنی
بعد ریترن کنی
)اوفد البته یه یلدای اعصاب خورد
(تکیه کلامم یه هفته دو هفته ایه اینه:اعصاب مصاب درستو حسابی ندارما و یه چیزایه دیگه که ناموسیه
دیگه گفتنش عفت کلامو رو میاره پایین
)در کل خیلی تغییر کردم بچه جدی شدمso serious
تقصیر کارنامس دیگه
هر کی کارنامه میگیره دپسردگی میگیره
کارد زندگیش میرسه به استخونش
آدم ریاضیش اینگلیشش این درسای تخصصی چرتو پرتش بیست باشه نوزده باشه اینا
بعد زبان فارسی
و ادبیات فارسی
افتض باشه تر زدم به هر چی امتحانه من اگه ترم دوم بیست نشدم هیچی
یکی بهم بگه آخه تو عرضه درس خوندن داری؟؟
و یه چی قابل توجه کارناممو به خودم دادن به هیشکی نمیدادن مگر اینکه و........
اون روزم کارنامه گرفتم کلید نبرده بودم خونه یک ساعتو نیم پشت در بودم
بارونم میومد
یخیدم
هووو کووووفت بعدم ددی جان درو باز کرد
من با عصبانیت تمام گفتم همینی که هست
شما ارزشه بیشتر از اینو ندارین خیلی هم خوب شدم خیلی هم دلتون بخواد از سرتتونم زیاده
بیچاره بابام گفتم من که
حرفی ندارم
خیلی هم خوب شدی تی بلا میسر چرا عصبانی هستی
در کل کلی تعجبیدم مامان بابا جان خم به ابرو نیاوردن
این دختر عموی آیدا نیلوفر شده ۱۹.۹۷ کوووفت بیستم داشتیم تو کلاس
یه خری میزنه این دختره اویی اینقد بدم میاد
قد داره اندازه برج میلاد برج میلاد
که چه عرض کنم برج
مولود
البته دختر بدیم نیستا کتاب اینگلیش شکوهشو برام آورد من لیسنینگا رو بنویسم
ماشالله بیشتریا رو هم ننوشته بود
مجبور شدم خودم این چسب کاستا رو باز کنم
هفت هشت ترمی بود همچین غلطی نکرده بودم کاستام آکبند
آیدا هم هشتادو هفت صدم از من بیشتر شده معدل
(اونایی که معدل آیدا رو میدونن پاشن کالکیولیتر بیارن بحسابن
)ولی خوف دیگه دوباره درست شدم بعد یه مدت شدم همون یلدای خل چله دیوونه
چیزایی که میخواستم بنویسم یادم رفت همین الان داشتم با آیدا میحرفیدم تازه از شکوه اومده بود
(امروز چهارشنبس
)دختر خالشم با خودش آورده بود خونشون میگه سلام میرسونه میگم بهش بگووو سلام خوفییییییی میگه اون میگه قربانت من بهش میگم بهش بگو کووووووووفت
اون گفت زهر مار
اینا درک نمیکنن من به هر کی 
دوستش دارم میگم کوووفتتتت
هیشکی منو نمیدرکه میگم هنوز دیسکاورد نشدم که شما بگو نه شدی من دیگه نمیتونم من با تو نمیمونم
چه ربطی داشت
این معلمای ما هنوز خشک نشده ترم اول شروع کردن به امتحان گرفتن
امتحان اولی اجتماعی از بیست نمره آیدا شده
ـ۰ـ
منم زیاد امیدوار نیستم شاید بشم ۰.۵ آخه آیدا هیچی تو ورقش ننوشته بود ورقش از خونه ی خدا هم پاک تر بود
منم که سوالا رو همه رو اینجوری پاسخ دادم:فور اگزمپل:![]()
س.اثرات مثبت نظام اقتصادی چیست؟
ج:یکی از اثرات مثبت نظام اقتصادی این است که اثرات مثبت فراوانی دارد
انیشتینیم برا خودم![]()
و یه چیز دیگه در این مملکت هیشکی اختیار خودشم ندارم حتی ابروهاشو
ما یه غلطی کردیم یه کوچولو زیر ابرو
تو مدرسه هر روز بازخواست توسط دبیر پرورشی ناظم مشاور مدیر
بابا از کله پر موی ما دس ور نمیدارن یه غلطی کردیم ما
بابا اینا اینقدر به ما شک دارن فردا فس فردا نزدیکه بیان بگن اسم بی افت چیه؟؟
بابا دس بردار
خوبه حالا مامان بابام همکارشونه

نبودن چه بلایی بر سرمان می اوردن خدا میدونه و پیغمبر
مخصوصا این معلم پرورشیمون این ضعیفه فک کرده میتونه با جناب یلدا
در بیوفته شیطونه میگه یه چک بزنم نفهمه از چپ خورده یا از راست
این ناظممونم عزرائیلیه برا خودش
قبلنا جن بود ولی جدیدا عزرائیل شده
همیشه باید مث خر
(خدایا منو به خاطر نسبت دادن این افریته به حیوان زیبای خر ببخش
)بیوفته تو کلاس مدیرمونم که زن عموی آیداهه
یه گاویه![]()
بیچاره عموی آیدا رو بدبخت کرد
هر روز این بدبختیمون بیشتر میشه از پیش
تا حالا شده من به معلمی فوش ندم آخه
یکی آقوذ(گردو)یکی دایناسور یکی درو دهاتی
البته به مهم ترینش میگم باقلی
کله گاو
لیس(ولیس) زده
هیج وقت معلم نشین چون ۱.خودتون به خودتون میفوشین هی میگین فلانی اینه فلانه بسیاره من معلمم۲.از مردم فوش میخورین۳.از بچتون فوش میخورین۴.از بچه مردم فحش میخورین۵.در کل از همه میفوشین دیگه
نیگاه کنید من اکسپرینس دارم پونزده سال با دوتا معلم زیندگی کردم
البته جفتشون خیلی بچه باحالین مثلا تو کلاس مامانم همیشه برنامه دنسینگ ردیفه
ولی بابام جدیدا خوب بود مخصوصا از وقتی راهنمایی درس دادنو شروع کرد ولی قبلنا میرفت دبیرستان درس میداد چند تا از دانش آموزاش که دیگه بزرگ شدن برا خودشون بهم گفتن بابات خودکار میکرد لای انگشتمون فشار میداد

یکی دیگه هم میگفت بابات منو مجبور کرده بود نصف گچ بخورم
(
cool daddy)فک کنین معلم اینگلیشای ما همچین غلطی بکنن بهم بگه بالا چشت ابروهه باباهه رو آوردم مدرسه دیگه
راستی فهمیدین خشانتمو از کی به ارث بردم دیگه
البته بابای من خیلی مهربونه ها
اون موقع جو معلمی گرفته بودتش
مال دوران قبل ازدواجش بود
من خودم اینقد همه رو اذیت میکنم اسپشل بابامو همین چند روز پیش بابام به آیدا میگفت نمیدونی چرا اینقد یلدا منو اذیت میکنه آیدا میگه چون آزارررررررر داره
و راستی داداشی جونم میخواد بیاد
ولی دوباره میره ۱۵ فروردین میره
بیچاره دانشجوهایی که حامد میخواد بهشون بدرسه
من چی صداش کنم مهندس داداشی یا استاد داداشی
البته این بچه دوباره میخواد ادامه تحصیل بده و اگه نده با جفتک به سربازی پرت میشه
باور میکنین من تو دنیا هیچ کسو به اندازه داداشم دوس ندارم
منی که با همه مشکل دارم دعوا دارم
وای خدا رو خیلی شکر میکنم که آبجی ندارم واییی اگه ازم بزرگتر بود باهاش مشکل داشتم فراوان کوچیکترم بود که دیگه میکشتمش خودم باید ته تغاری باشم
آخه من هم جنسای خودمو میشناسم
مخصوصا اگه عین من باشن
از این مسایل بگذریم بعضی از افراد محترم با شخصیت جلتلمن اومدن تشیف آوردن بهم اشتباها فرمودن وب لوسی داری بابا چیه مینویسی آخه بهشون چه عرض کنم مشکل خودتونین دارین بابا شما سلیقتون خیلی کجه کشتی کج میگیره
اگه منظورتون از وب بزرگانه و غیر لوس اینه یه قالب معمولیو از چند تا جا دیگه کپی پیست کردنه مطلبه من از همه عرضم در این کارها بیشتره از همه پایه تر ترم(be game ترم)
هنوز درک نکردین اینجا مموری بلاگه
تو تاریکی فایده نداره بزک
بیخیخی داداش
راستی به اونایی که اسمشون سحره توهین نشه این اسپشل سحر خودمونه
:
حیوون نگاه کرد به سحر اعضای ........(سانسور)..........خر
بعد این تکش اکو داره .....خر ......خر هوینجوری تکرار میشه اینقد باحاله
درباره یه چی دیگه توضیح بدم یه موجودی هست
در این رودسر قیشنگ معلوم نیست اسم این بشر چیه

معمولا با رفیقاش سر میدونه
منو آیدا رو میبینه هی میگه بجون تو عاشقی بد دردیه و اینا
روزی آیدا به تنهایی داشت میرفت هی به بیچاره گیر داده بود آره میدونم عاشقی سخته بد دردیه و این عاشق شده هو اینا
دفعه ی بعد منو دیده هی میگه :به جون تو به جون تو به جون تو
یه وقتم منو آیدا داشتیم مجله میخریدیم سر همون دکه سر میدون تا ما رو دید دو باره شروع کرد به جون تو عاشقی بد دردیه هو اینا هر چی ما دورتر میشیم صداشو میبره بالاتر
در باره این پسره به جون تو
گفتم یاد این صبیه
(دختر)و ولد
(پسر)های خلف رودسر افتادم تا قبل ساعت ۱۲ظهر در رودسر هیچ سینگل بوی عسیسی یافت نمیشه
ولی ساعت یک موقعی که ما دخمل خانومای گل گلاب گلابی
از اسکول تعطیل میشیم
تعداد اینا به طور چشم گیری افزایش میابه
این تو کتاب اول دبیرستان یه داستانی هست داستان جلال الدین خوارزم شاه که جنگش با مغولا بود یکی از سربازای مغول کشته میشد ده تا جاش میومد دقیقا پسرای رودسری هم چنین شکلی دارن یکی کم شه ده بیستا جاش میاد
ماشالله همه این پسرا هم که...
اگه به باباشون نگفتم یه آشی براشون نپختم تازگیا حرفای نو پشت سرشون شنوفتم


فک کنم دیگه یکم زیاد نوشتم حوصلتون داره سر میاد
بریم چند تا عکس ببینیم


آبجی هیلاری


ولی خوب زیاد خوشمل نشده بود
بگذریم اینم یه شب در رودسر عسیس ولی خوب جدیدا سر میدون قشنگ تر شده رفتم شب بیرون میعکسم فعلا همینو داشته باشین





خوب بچه ها این آخرین آپ امسال منه
آپ بعدیم منم بعد عیده
ما که امسال عید نداریم پیش عید داریم
نمیخوام اصلا دیگه حرفی بزنم نمیخوام ناراحت بشم نمیخوام نمیخوام نمیخوام بگم
بیخیخی 
برا لباس عید تقریبا همچی خریدم به جز مانتو
مامان من رفته دامن خریده برام میگه چیه جلو مهمونا با پیژامه وای میستی
ولی من عمرا تن به این ذلت بدمو اونو بپوشم
عمـــــــــرا
خوب پیشاپیش عیدتونم مبارک سالتون به خوبی خوشی باشه از ۸۶ خیری ندیدیم ببینیم ۸۷ به مرادمون هست یا نه
راستی علاوه بر عید نوروز easter هم مبارک هر چی باشه ما باید این جشنای اجنبی هم تبریک بگیم
![]()


خــوف دیــگــه خوشملای آجــی
من تشیفمم ببرم آپمو تموم کنـم
کامــــنــتـو فــرامـــوش نــکنــیــن![]()
شما خوشکلین نازین دلمو بردین دمتون گرم
فــــــداتـــــــون شـــــم
![]()
فــــــــــــعـــــــــلا![]()
![]()
میریم تا آپ بعدی برمیگردم با انفجار
پس به امید اون روز![]()
خدانگهدار![]()










